جشنواره شعر فجر اسم قشنگی است اما با مسمایش سال ها سال نوری فاصله دارد . نمایشنامه ای که مشابه آن بارها در کشور ما اجرا شده و می شود .
پرده اول
در تمام محافل خبری اعلام شد که جشنواره شعر فجر برگزار خواهد شد از همه شاعران دعوت می شود تا پایان دی ماه آثارشان را به دبیرخانه جشنواره (هنوز که هنوز است خیلی از شاعران دنبال آدرس آن می گردند ) ارسال کنید .
پرده دوم
برای برگزیدگان استانی داورانی در هر استان تعیین می شوند
پرده سوم
بعضی از شاعران جوان و جویای نام آثارشان را به هر شکل ممکن برای جشنواره فرستادند
پرده پایانی
اما این جشنواره ادای دین بود به بعضی از شاعران معرکه گردان جشنواره ها و البته بعضی از شاعران خوب (برای رفع شبهه از داوری جشنواره)
اما برگزیدگان استانی از پیش تعیین شده بودند . چون خیلی از اهل شعر در استان ها نمی دانند چه کسانی داور بوده اند و این افراد را معرفی کرده اند .
اما در این جشنواره شعر ها بررسی نشدند بلکه چهره های ماندگار آن هم از نوع ارشادی اش معرفی شدند
اما این جشنواره هم نشان داد نبودنش بهتر از بودنش است مثل خیلی از جشنواره های این چنینی از نوع ایرانی اش
اما ....
دوست دارم نظر شما را در این باره بدانم
یک لحظه ببند چشم خود را
تا قصه ای آشنا ببینی
پایان قشنگ کربلا را
از دختر کربلا ببینی
پس خوب ببین که دختر آنجاست
بالای سر پدر نشسته
از لرزش شانه هاش پیداست
بغضی که به حنجرش شکسته
گقتی که چقدر کوچک است او
افتاده به خاک از غم و درد
ای کاش کسی می آمد او را
از روی زمین بلند می کرد
حالا تو ببین ادامه اش را
پایان قشنگ قصه اینجاست
او نیز ادامه حسین است
دیدی که خودش چگونه برخاست
برخاست به جنگ دشمنان رفت
این بار خودش بدون بابا
برخاست به دیگران بگوید
فریاد بلند کربلا را
ماهنامه انتظار نوجوان / بهمن 1385















